شماره‌ چهار الف ( مجله هنر و ادبيات همشهري)



 

شماره چهارم همشهری الف منتشر شد

نقد فرانسوی فضا و تحولات نقد، در مجله‌های مهم سینمای فرانسه ●
کايه به روایت برتولوچی گفت‌وگو با برتولوچی ●
پزشک نازنین درباره‌ی گئورگ بوشنر نمایش‌نامه‌نویس ●
کدام تهران گفت‌وگو با پرویز کلانتری ●
بی‌مرزی مطلق گفت‌وگو با کریستف رضاعی ●
شنا با ماهی‌های پیر بخشی از سخنرانی دیوید فاستر والاس ●
مرد شوخی از جنوب پرونده‌ای درباره‌ی ریچارد فورد ●
تجربه‌ی زیبایی‌شناختی گفت‌وگو با پل ریکور 

گفت‌گو با «بلا تار» درباره‌ی آخرین ساخته‌اش «اسب تورین»

به نظرم بهترین و درخشان‌ترین فیلم سال 2011 میلادی هم‌چنان آخرین ساخته‌ی «بلا تار» فیلم‌ساز مجارستانی است. فیلمی که تجربه‌ی دیدنش اتفاقی تکان‌دهنده است. بلا تار هم‌چنان پس از 34 سال فیلم‌سازی، راه خود را می‌رود.او مصرانه و لج‌بازانه با خلق فضا و فرمی رادیکال جهان شخصی‌اش را مقابل دیدگان مخاطبان سینمای تک‌افتاده‌اش قرار می‌دهد.شاید مقاومت او تنها روزنه‌ی امیدی برای جهانی باشد که در فضای سرمایه‌ حل و مضمحل شده است. و باز هم شاید اصرار و پافشاری او، ما علاقه‌مندان به سینما را همانند خود سینما زنده نگه دارد. ترجمه‌ی این گفت‌و‌گو را به علاقه‌مندان به سینمایش تقدیم می‌کنم.




آقای تار فیلم تازه‌ی شما با جملاتی مقدماتی آغاز می‌شود و آن‌ها واقعه‌ای که در سال 1899 در ایتالیا برای فردریش نیچه رخ‌داده را شرح می‌دهند: زمانی‌که درشکه‌ای در حال گذر بوده، نیچه شاهد بوده که صاحب آن درشکه در مقابل اسب لج‌بازش کنترلش را از دست می‌دهد و شروع به زدن او می‌کند. نیچه خودش را بین صاحب درشکه و اسب قرار می‌دهد و برای دفاع از اسب، خود را به زمین می‌اندازد.بعد از این واقعه نیچه از شرایطی دشوار رنج می‌برد و از نوشتن و انتشار آثارش دست بر می‌دارد. فیلم شما درست بعد از این واقعه آغاز می‌شود. «اسب تورین» درباره‌ی چیست؟ ارتباط آن با نیچه چگونه است؟

ایده‌ی فیلم بسیار ساده است. ما قصد داشتیم پاسخ این پرسش را که بعد از این واقعه چه بر سر اسب آمده، دنبال کنیم. و در واقع فیلم به تنهایی درباره‌ی فردریش نیچه نیست. روح این اتفاق مانند سایه‌ای در طول فیلم حضور دارد.

بیشتر فیلم‌های شما در زمان حال رخ می‌دهند. ایده‌ی رفتن به زمان گذشته در این فیلم برای چیست؟ آیا اسب تورین فیلمی تاریخی است؟

فیلم‌های من همیشه بی‌زمان بوده‌اند. این فیلم هم بی‌زمان است. تنها ارتباط آن با 1899 فردریش نیچه است. این بخشی از کار من است و به این‌ دلیل که فیلم در زمان حال اتفاق نیافتاده است هیچ اصراری برای تغییر چیزی احساس نمی‌کنم.

زیبایی‌شناسی و هنر جایگاه ویژه‌ای در نوشته‌های نیچه دارند و در آن‌ها نیچه هنر را در درجه‌ی اول به عنوان یک فرم زیبایی‌شناختی تعریف می‌کند. آیا با نیچه هم‌ عقیده‌اید  و به نظرتان اشتباه است اگر به هنر تنها به عنوان انتقال دهنده‌ی پیام نگاه کنیم؟

به طور معمول فیلم‌های من حاوی هیچ پیامی نیستند. دوربین من مانند یک مشاهده‌گری است که اتمسفر لحظه را تسخیر می‌کند و به زندگی واکنش نشان می‌دهد. نمی‌خواهم به مخاطبان پیغامی را منتقل کنم، می‌خواهم تصویر خودم از جهان را به آن‌ها نشان بدهم. دوربین دارای نظرگاهی عینی( ابژکتیو) است و من تنها می‌توانم واقعیت را نشان دهم. سینما مانند ادبیات نیست: سینما تنها آن‌چه مقابل لنز دوربین قرار گرفته را نشانتان می‌دهد. نمی‌توانید در آن تقلب کنید.

اما شما می‌توانید آن‌چه را نشان می‌دهید انتخاب کنید.

بله. اما فیلم مستند نمی‌سازیم. نوعی داستان خلق می‌کنیم. که هم‌چنان فقط آینه‌ای از زندگی است.

چه‌قدر بر آن‌چه مقابل لنز دوربین اتفاق می‌افتد کنترل دارید؟ فردریش نیچه درنهایت معتقد است هنر ترکیبی است از کنترل مطلق و تصادف تام. آیا فیلم‌های شما به شانس وابسته هستند؟

هیچ چیز در فیلم‌های من اتفاقی نیست. از تصادف متنفرم، در بیشتر مواقع فیلم را از ابتدا تا انتها در ذهنم می‌دانم. زمانی‌که چشمانم را می‌بندم، فیلم را می‌بینم. فیلم‌نامه را می‌دانم، صحنه را می‌شناسم و بازیگرانم را نیز از قبل می‌شناسم. اگر چیزی را تغییر بدهم فقط برای این است که به بازیگران این فرصت را بدهم، هم‌چنان طبیعی و خودانگیخته باقی بمانند. من هنگام فیلم‌برداری کنترل سختی بر ساخت فیلم دارم.

اگر شما می‌دانید دقیقا چه می‌خواهید، در آن صورت تدوین چه نقشی در فیلم‌های شما بازی می‌کند؟

نقش خیلی برجسته و مهمی ندارد. تدوین‌گر ما در طول فیلم‌برداری جزوی از مجموعه است و مسیر تولید را دنبال می‌کند.

درباره‌ی فیلم‌نامه چطور؟ شما دوباره با لازلو کراژناهورکای کار کرده‌اید، کسی که  تقریبا چند فیلم را با او کار کرده‌اید. آیا آقای کراژنوهورکای تاثیری بر جنبه‌های بصری فیلم داشته‌اند؟

نه. لازلو کراژناهورکای مسئول کلمات و نوشته‌ها است و من مسئول تصاویرم. آن‌چه او انجام می‌دهد کاری ادبی است که من احتیاج دارم به زبانی سینمایی ترجمه شود. این زبان سینمایی من است، اما فیلم‌نامه به لحاظ احساسی من را راهنمایی می‌کند و کمک می‌کند تا تصاویر درست را انتخاب کنم.

چطور یک ایده به سراغتان می‌آید؟

روشی که معمولا بر اساس آن عمل می‌کنیم این‌گونه است که در کنار هم می‌نشینیم و درباره‌ی موضوعی شروع به صحبت می‌کنیم. سپس او (کراژناهورکای) ایده را می‌نویسد و سپس بر اساس آن نوشته کار کردن را شروع می‌کنیم. اما برای اسب تورین آن‌چه کراژناهورکای نوشت بیشتر شبیه یک رمان بود تا یک فیلم‌نامه.

ایده‌ی این فیلم چگونه متولد شد؟

لازلو کراژناهورکای داستان کوتاهی داشت درباره‌ی این اتفاقی که برای نیچه افتاده بود. موضوع داستان زمانی بود که از او پرسیدند پس از این واقعه چه بر سر اسب آمد و فیلم ما هم در واقع درباره‌ی همین موضوع است: داستان ما پاسخی است به این پرسش.

زمان اکران فیلم چندین بار به تعویق افتاد. با چه مشکلی مواجه بودید؟

ما با مشکل وضعیت آب‌و‌هوا در لوکیشن مواجه بودیم. فیلم در شش روز می‌گذشت و ما  به شرایط آب‌و‌هوایی یک‌سانی در زمان فیلم‌برداری نیاز داشتیم و به همین دلیل بارها فیلم‌برداری را به تعویق انداختیم.

آیا داستان تحت تاثیر این موانع قرار گرفت؟

نه. این‌ها تنها موانعی کاربردی بودند و تاثیری بر داستان یا ایده‌ی من نداشتند.

شما مشهورید به کسی که با نابازیگران  بیشتر کار می‌کند. رویکردتان به بازیگری چگونه است؟

برای من، بازیگران واقعا بازی نمی‌کنند. همیشه به بازیگرانم می‌گویند کاری را انجام دهند به جای آن‌که آن را بازی کنند. به عنوان کارگردان، نیاز دارم تا اتمسفر  درست و صحیح هر صحنه را بسازم. به همین دلیل است که یک بازیگر جهانی می‌تواند در کنار زن کارگری از یک کارخانه که تاکنون بازی نکرده، بازی کند. آن‌ها در وضعیتی یکسان‌اند، و نیاز دارند که به صحبت‌های هم گوش کنند. اگر آن‌ها به یک‌دیگر گوش کنند، صحنه واقعی از آب در می‌آید.

در مصاحبه‌ای گفته‌اید، نمی‌خواهید مردم پس از دیدن فیلم‌هایتان خیلی فکر کنند. آیا فکر می‌کنید نقد فیلم نکته‌ی مهم و برجسته‌ای را هنگام نزدیک شدن به آثار شما از دست می‌دهد؟

شغل من این نیست که درباره‌ی فیلم‌ها بنویسم. خوشحالم عده‌ای فیلم‌هایم را دوست دارند. اگر کسی هم دوست ندارد آن را می‌پذیرم. نمی‌خواهم چیزی را به منتقدی دیکته کنم یا آن‌ها را تحت تاثیر قرار بدهم. کار من پس از آن‌که چراغ‌ها در انتهای نمایش فیلم روشن می‌شوند پایان می‌پذیرد. سپس هر کسی به شیوه‌ی خودش می‌تواند به فیلم متصل شود.

نکته‌ی اصلی را که در فیلم‌هایتان می‌خواهید نشان بدهید، چیست؟

آن‌چه همیشه در فیلم‌هایم قصد دارم نشان بدهم، انسان‌ها هستند. اغلب اتفاق می‌افتد قادریم کاری را انجام دهیم اما جامعه یا محیطمان مانع انجام آن می‌شوند. من می‌خواهم نشان دهم هر انسانی دارای شان و منزلت است و حق زندگی سعادت‌مندانه را دارد. در جهان اکنون ما، همیشه ضمانتی برای این موضوع وجود ندارد، به همین دلیل می‌خواهم به انسان‌ها یادآوری کنم که ما همگی یکسانیم. آن‌چه که در حال انجامش هستم، مشاهده‌ی انسان‌ها نیست، چون من نیز مانند آن‌ها هستم.

شما معمولا رویکرد انتقادی شدیدی به زبان سینمایی متداول دارید. مشکل سینمای متداول چیست؟

مشکل اصلی این است که بیشتر فیلم‌ها از یک الگوی مشابه پیروی می‌کنند: اکشن، کات، اکشن، کات. آن‌ها فقط خطوط داستانی را پیگیری می‌کنند. اما داستان صرفا درباره‌ی عمل‌های (اکت‌های) انسانی نیست، هرچیزی می‌تواند یک داستان باشد. چیزهای زیادی هستند که در زندگی واقعی مهم‌اند. اما فیلم‌سازان آن‌ها را کسل کننده می‌دانند. تصور نمی‌کنم این‌چیزها کسالت‌بار باشند. در فیلم‌هایم تلاش می‌کنم به زندگی نزدیک‌تر باشم تا به سینما.

آیا خودتان را به عنوان بخشی از سینمای مجارستان می‌دانید؟

البته من مجارستانی هستم و خوشحالم اگر بتوانم برای مجارستان کاری انجام دهم، اما نمی‌خواهم بخشی از صنعت فیلم مجارستان باشم. فکر می‌کنم همیشه کمی متفاوت بوده‌ام.

شما به همراه فیلم‌سازان مجارستانی بیانیه‌ای را امضاء کرده‌‌اید که به سازمان‌دهی مجدد نظام بودجه فیلم مجارستان انتقاد کرده است. ممکن است کمی درباره‌ی پس‌زمینه‌ی این مشکل بگویید؟

دولت مجارستان بودجه سینمایی کشور را متمرکز کرده است.تا امروز یک انجمن سینمایی داشتیم که توسط دولت تاسیس شده بود و به شکلی کاملا دموکراتیک فعالیت می‌کرد.  فرایند کاربردی قانون‌مندی در آن وجود داشت و بر اساس آن هر کسی می‌توانست داخلش شود. اما اکنون آن‌ها یک نمایندگی فیلم در دولت مجارستان تعیین کرده‌اند که می‌تواند بودجه را کنترل کند، و ما نگرانیم که این کار، سیستم تکثرگرای مان را محدود کند. از زمانی‌که قانون رسانه‌ها در این اواخر به تصویب رسید، سایه‌ای بر بالای زندگی فرهنگی مجارستان افتاده که باعث نگرانی شدید فیلم‌سازان مجارستانی شده است.

بعد از اسب تورین چه اتفاقی خواهد افتاد؟

فکر می‌کنم این فیلم موقعیت ویژه‌ای در سینمای من دارد. کار بر روی اولین فیلم بلندم را 34 سال پیش آغاز کردم. راه طولانی بوده است و این فیلم چیزی را تغییر داده است. اکنون این دایره بسته شده است.


برگرفته از وب سایت بولتن فیلم اروپای شرقی:

                                                                                    http://eefb.org